تبليغاتX
زرتشتیان مازندران به نام اهورامزدا

اشوزرتشت گرچه از جهان رفت و از دیده ها پنهان گشت ولی روان پاکش همراه با اندرز و آموزه های جاودانه اش پیوسته زنده ماند . طوری که پس از هزاران سال نام بلندش بر سر زبانها و فروغ مهرش در درون دلهاست .
در ستـــایش پیام آور نور و راستی :
چنانکه بر جای نهادند آبهای گل آلود ، خاکسترت را
باشد که بار دگر شعله بیفروزی در این ظلمت لحظه ها
و نورت را بنمایانی برشب ایران زمین
آنگاه
خون جاری آتشت گرمی دلهای ما و
سروده های سپیدت ، زخمه بر انداممان خواهد بود
ای پاکمرد وارسته ، جاودان پیامبر اهورائی
نه شاهان هخامنشی ایم  که خود را نگهبان آتش مقدست خوانیم و
ره به بیگانه دهیم
نه حکاک آتشگاهت بر تن سکه های ضربی
که خود در آتشت افکنیم .
ما از تبار گدایان راستی هستیم
از دیاری سرد که گاه با بوی خاکسترت پروازی آبی در خیالمان می آید
پروازی که تصویر تاختنت را میان پلید دیوان با خود دارد
پروازی سرشار از زمزمه های روحانیوارت در گوشمان ، بر دلمان و تنمان
ای جاودان پیامبر ، زرتشت اهورائی
کدام آریایی تقدس خورشید فروزانت را به فراموشی خاک سپرد و
بر لبانمان مهر سکوت زد ؟
کدام بود ؟ کدام آنکه خود را حق و ما را ناحق خواند ؟
 بَنویشت بَی یه دَر: شنبه ۰۶ شروينه ماه 1521 تبری برابر با  0۵ دی 1388

+ بَنویشت بَی یِه بدست زرتشتیان مازندران در شنبه 1388/10/05 و ساعت 14:8 |
 بادرود آیادر آیین زرتشت دست دادن زنان ومردان نامحرم منع شده است؟
خیر ، منع نشده است .
بادرود آيا زرتشتيان حجاب بايد داشته باشند به چه صورت مي باشد؟
پوشش بدن برای زن و مرد نسبت به فرهنگ و باورهای هر ملت و در گذر زمان شکل گرفته است . در ایران باستان نیز مردم را برهنه و بدون پوشش نمی یابیم بلکه نسبت به آب و هوای گوناگون بخش های سرزمین ایران ، شاهد پوشش هایی برای زنان و مرادان هستیم که به دین آنان بستگی ندارد وبه موقعیت جغرافیایی شهرها مربوط است اگر به چگونگی لباس مردم در مازندران ، کردستان ، بلوچستان، لر های قشقایی و بختیاری ، ترکمن ها و... بنگریم متوجه می شویم که دو گزینه در لباس آنان مشترک است . اول اینکه پوشش ها به رنگ های تیره و کبود نیستند و به رنگ های شاد در طبیعت تهیه می شوند و دوم اینکه دستان هر فرد ،در پوشش ها گرفتار نشده اند برای اینکه زن ومرد در کنار یکدیگر به کار و فعالیت در زندگی بیردازند. پوشش زرتشتی نیز نمونه ای از لباس عشایر ایرانی بوده است که گاهی به صورت سنتی استفاده می شود.

 بَنویشت بَی یه دَر: سه شنبه 25 ملار ماه 1521 تبری برابر با ۲۴ آذر 1388


ادامه نوشتار را اینجا بخوانید...
+ بَنویشت بَی یِه بدست زرتشتیان مازندران در سه شنبه 1388/09/24 و ساعت 20:27 |
فروغ، نور و روشنایى که نمادی از نور و روشنایى دنیای راستین اهورایی و مینوی است، در شادابی روان و دل آدمی، اثرى بس شگرف دارد. انسان را به جایگاه نور خدایى مى برد. اینكه ایرانیان باستان هنگام نماز به روشنایى و نور رو مى كردند، به این سبب بوده است كه روشنایى نماد خداوند است و هر جا روشنایى هست، خرد هست، راستى هست، مهر هست و خدا آنجاست.
جنبش و جوشش در نهاد تمام هستی آتشی اهورایی ست که ریشه و بن جهان را گرمی می بخشد. مولانا می سراید:
آتش عشق است کاندر نی فتاد/ جوشش عشق است کاندر می فتاد
آتش است این بانگ نای و نیست باد/هر که این آتش ندارد نیست باد
در دین زرتشت، هر آنچه آفریده اهورامزداست براى جهان و جهانیان سودمند است و باید پرستاری و ستوده شود. آتش یکی از نیکترین آفریده های اهورامزداست؛ از این رو ایرانیان باستان به آتش وابستگى ویژه اى داشتند، آتشدان فروزان در پرستشگاه ها، در جایگاه روان مینوی اهورامزداست. اگر زرتشتیان رو به سوى نور دارند و آن را پرستش سو مى دانند، براى نزدیك شدن به اهورامزدا، پروردگار و آفریننده جهان مینوی و هستی بخش است، كه خود سرچشمه همه نورها است. اشوزرتشت خداوند را « شیدان شید» دانسته و درهمه هستی در جنبش می بیند.
دل هر ذره را که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی
آتش؛ بزرگ ترین پدیده و یافته آدمی است. ایرانیان نخستین بار آتش را در تلاش زندگی یافته اند؛ آن چنان که: روزی هوشنگ شاه پیشدادی، با همراهان خویش به شکار رفته، بر سر راه خود ماری می بیند و برای کشتن آن سنگی پرتاب می کند که«پدید آمد آتش از آن سنگ باز». این آتش به خار و خاشاک افتاده و فروزان می شود. در این استوره دو نماد نابرابر و در برابر هم زندگی ایرانی، روبروی هم می ایستند: مار که نماد و هم ریشه مرگ است در برابر آفرینش آتش که نماد روشنایی و فروغ است. آتش در گذشته ایران و سنت‌های ارزشمند نیاکان ما از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است، چرا که در کنار زندگی انسان، توانایی، گرما و کوشش را به همراه آورده و سرآغاز و سرچشمه پیشرفت شده است.
زرتشتیان در تاریخ خود با روشنایی آتش زنده ماندند و آن را به مانند پرچمی برافراشته همواره روشن نگه داشته و به پایداری آن مهر می‌ورزند و آرزومند درخشش نور در جان و روان همه نیک‌اندیشانند.
آتش برای مردمان همه سرزمین ها از روزگاران بسیار دور تا به امروز گرامی بوده و هر گروهی به گونه ای آن را ستوده اند. خداوند با پیغمبر خود؛«موسا»، با زبان آتش گفت وگو مى كند و آتش بر «ابراهیم» گلستان مى شود.
ایرانیان، از سی و یك جشن سالانه كه در هفتاد و سه روز برگزار می کنند ـ افزون بر جشن سوری(چهارشنبه سوری) ـ چهارجشن به پاس و بزرگداشت ِ آتش است: اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان و سَده.«ای خرامنده سرو ِ تابانْ ماه/ روز ِ آذر مَى ِ چو آذر خواه
شادمان كن مرا به مَى كه جهان/ شادمان شد به فرّ ِ دولت ِ شاه» (مَسعود ِ سعد ِ سَلمان)
جشن آذرگان
جشن آذر گان در روز آذر از ماه آذرماه ؛ نهمین روز از نهمین ماه از گاهشماری زرتشتی برابر با سوم آذر ماه خورشیدی برگزارمی شود.
در گذشته در سرتاسر ایران، آذرگان همچون مهرگان و نوروز جشنی همگانى بوده، ولی امروز به گونه ای آیینی ــ دینى، تنها زرتشتیان این جشن را زنده نگه داشته اند.
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه درباره این جشن آورده : « ... روز نهم آذر عیدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند می باشند و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتش ها موکل است نامیده شده، زرتشت امر کرده در این روز آتشکده ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند ... »
این جشن هنوز هم نزد زرتشتیان با شادى برگزار می شود. در گذشته، این روز، روز نشست، گفت و گو و همه پرسی درباره زندگی هازمانی(اجتماعی) زرتشتیان بوده است و این برگرفته از آیینی بسیار دیرینه است که مردمان به دور آتش گرد می آمدند و درباره زندگی شان به گفت و گو می پرداختند.
در آذرگان «سدره پوشی» برگزار می شود. نوجوانان زرتشتى با پوشیدن سدره و بستن كشتى، دین خود را برمی گزینند. آنها که تا دیروز زرتشتى زاده بودند، با پوشیدن سدره و بستن كشتى زرتشتی می شوند.
در جشن آذرگان، زرتشتیان با لباس آراسته و پاکیزه، به آتشکده می روند. نیایش روزانه خود را برگزار می کنند و با سرایش آتش نیایش، که بخشی از خرده اوستاست، آذرایزد را گرامی می دارند و آیین جشن آذرگان را به جا می آورند.
درباور زرتشتیان، آب، باد(هوا)، خاک و آتش، چهار آخشیج سپندینه و از بین برنده ناپاکی هایند. در این میان، آتش برای داشتن روشنایی و گرما، ارج بیشتری دارد و از این رو، زرتشتیان برای نیایش و ستایش اهورامزدا، به آتشکده ــ جایگاه آتش ورهرام ــ می روند.
آتشكده ها در تاریخ به نام های «درمهر»، «آدریان» ، «آتش بهرام»( آتش ورهرام ؛ آتش پیروزی ) خوانده شده اند و افزون برنیایشگاه زرتشتیان ، همایشگاه دینی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی نیز بوده اند. و به راستی سنگر دانش و بینش بوده است.
خردمندانه است كه به جشن های ایرانی که نماد شادی بوده و برخاسته از فرهنگ پربار ایرانی اند، به ویژه جشن های آب و آتش، در ایران زمین دوباره جان تازه اى ببخشیم و آنها را همگانى كنیم؛ چنان كه در گذشته نیز همگانى بوده اند. در فرهنگ ایرانی جشن ها برای شادی اند و در پی كار و کوشش و آبادانی می آیند و آبادانی شادی افزا و دربردارنده نور و روشنایی درونی برای روان انسان هاست.
 بَنویشت بَی یه دَر: سه شنبه 25 ملار ماه 1521 تبری برابر با ۲۴ آذر 1388
+ بَنویشت بَی یِه بدست زرتشتیان مازندران در سه شنبه 1388/09/24 و ساعت 20:23 |
جشن مهرگان را به پيشواز رفته‌ايم. تا رسيدن اين جشن فرخنده تنها ٥ روز ديگر برجاي است، تنها ٥ روز، ١، ٢، ٣، ٤، ٥ روز، تنها ٥ روز.
تنها ٥ روز فرصت داريم تا به خانه‌مان و به دلمان رنگي تازه و زيبا بزنيم. ٦ماه است كه از آمدن نوروز مي‌گذرد و اكنون هنگامه‌ي آن رسيده‌است كه  جشن دگرگوني طبيعت را باز هم به شادي بنشينيم. نوروز كه آمد، همه‌جا جوانه زد و اكنون مهرگان در راه است، همه‌ي آن جوانه‌ها ميوه‌ شدند و ميوه‌ها چيده شدند، مهرگان جشن محصول است، جشن مهر و مهرباني است، جشن پيوند است.
امروز به پيشواز مهرگان رفته‌ايم، اگر همراهي‌مان كنيد شما را ميهمان مي‌كنيم و پذيراي شادي‌هاي مهرگاني‌تان هستيم با چكامه‌اي از گودرز ماوندي.
مهرگان خجسته‌باد.

به روز مهر همه با هم يگانه
محبت را بجوييد عاشقانه
به هر‌جا و مكاني مهرباني
نماييد پيشه‌ي خود صادقانه
به مثل گوهري ناياب و نادر
بيابيد مهرباني را نشانه
به روز مهر تو پيوندي دگر بند
بگو اين دل ترا هست آشيانه
محبت را به ماه مهر در‌آميز
چه زيبا روزي  با شد عارفانه
چه خوش باشد در اين روز گرامي
محبت پيشه سازي بي‌كرانه
تو با اين شيوه مهر ومحبت
به خوشبختي رسي در اين زمانه
دمادم كن تو مهرت را فزوني
مكن امروز و فردا را بهانه
هميشه رهروي در راه مهرباش
كه مهر خود ره نمايد ايزدانه
به روز مهر و ماه مهر دگر بار
به‌پا گرديده جشني شادمانه
گودرز گويد خجسته بادا مهرگان
با پيماني كه بستيد جاودانه
 بَنویشت بَی یه دَر: سه شنبه 8 هر ماه 1521 تبری برابر با  07 مهر 1388

+ بَنویشت بَی یِه بدست زرتشتیان مازندران در چهارشنبه 1388/07/08 و ساعت 0:43 |